سامین جونمسامین جونم، تا این لحظه: 19 سال و 7 روز سن داره
یکی شدن دل هامون یکی شدن دل هامون ، تا این لحظه: 22 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره
دفتر خاطرات گل پسرم دفتر خاطرات گل پسرم ، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره

سامین عشق بابا عمر مامانی

یادی از گذشته و کودکی

1393/5/25 20:57
نویسنده : مامان مهناز
974 بازدید
اشتراک گذاری

گاهی دلت از سن و سالت می گیرد

میخواهی کودک باشی

کودکی به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد

و آسوده اشک می ریزد

بزرگ که باشی

باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی ...

                        

 

مامان های عزیز این صفحه از کتابتون یادتون هست

 

یا این تصمیم کبری ؟؟؟؟

                                            

من بزرگ شده ام

آن قدر که

دلم سادگی کودکی هایم را می خواهد ...

 

 

پسندها (20)

نظرات (7)

سحر مامان یسنا
26 مرداد 93 19:26
الااااهی چقدر حس خوبی بهم دست داد با دیدن این عکسا یادش بخیر
مامان مهناز
پاسخ
یادش بخیر
مامان روژینا
27 مرداد 93 13:51
واقعا یادش بخیر دوست داشتم میتونستم یه بار دیگه به اون روزا برگردم
✓ مامان زهراღ
27 مرداد 93 19:51
یادش بخیر..چه زود بزرگ شدیم....
مامان مهناز
پاسخ
آره واقعاً ، خیلی زود گذشت
zakieh
27 مرداد 93 23:55
سلام واي چقدر باحال بود افرين چه روزهاي قشنگي بود
ღايـــليـــــــــا شاهـــزاده كوچولوي مامان و باباღ
29 مرداد 93 13:09
ممنون عزیزم خدا رفته گان شما رو هم رحمت کنه
مامان مهناز
پاسخ
ممنون
زهرا
29 مرداد 93 13:16
مهناز جون خیلی خوب شد که این پست گذاشتی یاد گذشته ها افتادم یادش بخیر خیلی وقت ها دلم میخواد برم توی بغل مامانم و بلند بلند گریه کنم ولی نمیشه بچه که بودی هیچی بهت نمیگفتن ولی الان اگه این کار بکنم حتی اگه پیشش بغض بکنم سریع دلش میگیره که حتما یه مشکلی توی زندگیش داره وای که چقدر خوب بود بچگی هیچ دردی نداشتی
مامان مهناز
پاسخ
آره واقعاً یاد اون روزها بخیر
مامان خانم
30 مرداد 93 21:46
سلام مامان مهناز ممنون چه عکسای خاطره انگیزی. ماشالله پسر نازنینی داری خدا حفظش کنه
مامان مهناز
پاسخ
مرسی مامانی فاطمه جون ، خدا هم دختر ناز شما رو براتون حفظش کنه